نوشتی آتش و رفتی
تمام دفتر سوخت
به شعر لانه رسید آتش
و کبوتر سوخت
و بیت بیت جلو آمد
و زبانه گرفت
قصیده
قطعه
غزل
بیت خشک با تر سوخت
نگاه عاشق مردی اتاق را چرخید
شبی دو خاطره درگیرودار بستر سوخت
پسر نشست و به مغز خودش تپانچه گذاشت
و مدتی پس از این اتفاق دختر سوخت
نوشتم"آب"نشد
رود
برکه
دریاچه
به پیش آمد و واژه شناور سوخت
دوباره شاعر تو شعر ناتمام گفت
دوباره از هیجان تو بیت آخر سوخت
برچسب:
نویسنده: سینا پارسامنش